![]() سپيد سروده هاي سارا باستاني
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
سید محمدامين جعفري حسینی
یادمان دکتر قیصر امین پور همه ی لینک های مربوط به دکتر قیصر امین پور هاشم کروني محمد حسين نعمتي مرتضي حيدري آل کثير حامد ابراهيمي (سهند) استاد عليرضا قزوه عبدالرضا کوهمال جهرمي فاطمه فاضلی اشکان چاوشي محمود کاظمي (سينماي امروز ) زهرا رييس السادات سعيد بيابانکي احمد ارجمندي مرضیه مرادی سودابه مهیجی مژکان عباسلو مجيد کوهکن :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
مثل گلهای روسری ام
سپيد نوشته هاي يك شاعر به همسفر زندگي ام امين كه از جنوب ترين جنوب ها با من است و در شمال ترين شمال ها با او خواهم ماند
نمك گير
نمك گير يك اتفاق شديم و
شانه هامان
طعم يكي شدن را چشيد
سادگي هامان را بهم بافتيم و
دستهامان
پينه ي دغدغه هامان را به تن كشيد
و فراموش كرديم
آنها را كه هي ذره ذره مردندو
خروار خروار
خاك رويشان ريختيم
هفت سين مان
كه سرو بود و
سادگي و
سازدهني كودكي خياباني
با سكه هاي جمع شده
در كاسه ي سياه زني
كه لبخند التماس مي كرد
وسوزي كه از سرما نبود
سيب هم كه گنديده بودو
زير پا لگد مال....
اين شعر
3 ثانيه تا پايان سال مهلت دارد
وساعت هميشه تحويل آدم هايي كه
چشم ها شان
هيچوقت زيرپاهاشان پرت نشد
تا خشونت كفش هاشان را صدا كنند و
مرده از زير آوار پاها بيرون بياورند و اين تمام نــنوشته هاي يك كتاب است
هميشه در كنار مردگان
فرصتي هست
براي انديشيدن به زندگي
|+| نوشته شده توسط سارا باستاني در شنبه هفدهم دی 1384 ساعت 17:50
|